خبر مهم


به اطلاع می‌رساند فردی فریب‌کار و دروغ‌پرداز به نام سعید گلمحمدی خود را «شاگرد» محمدجعفر مصفا جا زده است و بطور گسترده این دروغ را پراکنده است. اعلام می‌شود که محمدجعفر مصفا هیچ «شاگرد»ی نداشته و ندارد و از مخاطبین و خوانندگان سایت و آثار محمدجعفر مصفا انتظار هوشیاری در برابر این فرد و چنین افرادی می‌رود.
جزئیات این ماجرا را در این صفحه می‌توانید بخوانید.



کانال اطلاع‌رسانی سایت محمدجعفر مصفا در برنامهٔ تلگرام(بر روی گوشی‌های هوشمند همراه) از طریق آدرس زیر قابل عضویت است:

https://telegram.me/MossaffaDotCom

کور و کر باطنی


   یك بعد موضوع این است كه می‌گوییم: چون فلان نویسنده نتوانسته است از كادر چهاردیواری ذهنی خود فراتر برود؛ چون نتوانسته است لااقل از بالای دیوار نگاهی هم به آن سوی دیوار بیفكند؛ و چیزی را ببیند كه متفاوت با دیده‌هایی است كه یك عمر به صورت تكرار در حیطهٔ حصار قالب ذهنی خود دیده است؛ قابلیت تأمل و توجه را ندارد!

   آنچه گفتیم، از بعد نویسنده و عرضه‌كننده است. اما، به نظرم در این گونه روابط، آنچه مهم است خواننده است. نحوهٔ نگرش خواننده بسیار مهم‌تر از نحوهٔ عرضهٔ موضوعات و مسایل است به وسیلهٔ نویسنده! اگر شنونده یا خواننده استعداد و ظرفیت دریافت داشته باشد؛ و به عبارت دیگر اگر كور و كر نباشد، در یك رابطهٔ صحیح با همه چیز، از جمله با چیزهایی خواهد بود كه بر او عرضه می‌شود. اگر چیزی كه بر او عرضه می‌شود، صحیح باشد، از صحیح بودن آن بهره‌ور می‌شود؛ و اگر ناصحیح باشد، همان ناصحیح بودن برای وی مفید و آموزنده است.

صندوق


   باری، پاسخ اتهامات نیمه‌كاره ماند: شخص شخیصی كتابی به دستم داد كه عنوان آن را بارها دیده یا شنیده بودم ـ و به حد اعلا از اعتبار كورانهٔ اجتماعی بهره داشت؛ و دارد! در اولین صفحهٔ كتاب جمله‌ای با حروف بزرگ از قول مؤلف نگاشته آمده بود؛ به این مضمون:
«تقدیم به همهٔ كسانی كه در راه آزادی میهن خود مردانه می‌جنگند و سرانجام شاهد موفقیت را در آغوش می‌كشند...!»

   با خواندن همین جمله، كتاب را بستم، به دستش دادم؛ و گفتم این محتوایی كه واقعاً محتوا باشد و قابلیت حتی یك نظر را هم داشته باشد، ندارد!

   دوست شخیص حیرت‌كنان گفت: بی‌خود نیست كه خیلی از خوانندگان وصلهٔ غرور و نخوت به مصفا می‌چسبانند! نمونهٔ زنده و بارز آن همین است كه خودم همین الان به چشم خودم دیدم. تو چطور با خواندن یك سطر از یك كتاب چند جلدی می‌توانی قضاوت كنی كه محتوا ندارد، یا دارد؟!

روش


   راه اساسی رهائی از اسارت هويت فكری آگاهی به مجموعه قضايائی است كه منجر به تشكيل اين پديده شده است.

برگرفته از کتاب «رابطه»



اندیشیدن دربارهٔ عشق


   نفس جستجوي عشق حكايت بر آن مي‌كند كه هم‌اكنون حالت و محتواي عشق در شما وجود ندارد. شما محتواي عشق را حس نمي‌کنيد. در اين صورت به جستجوي چه چيزي هستيد؟! بدنبال "پندار عشق".

   شما با قالب خود ترسيمي از "عشق" كشيده‌ايد و اكنون بدنبال همان ترسيمي هستيد كه قالب برايتان كشيده است.

برگرفته از کتاب تفکر زائد 


اتلاف انرژی


   انرژی ارگانيسم در يك جنگ و تضاد و اصطكاك "هوائی" و بر سر هيچ و پوچ هدر می‌رود. انرژی انسان در تضاد تصاوير، در تضاد فكر با فكر خورده می‌شود.




افسون


   ما را از کودکی در خط "بزرگی" کوک کرده‌اند و در مسیر "شخصیت" قرار داده‌اند و بحرکت واداشته‌اند. بنابراین ما اکنون جز به بزرگی به چیز دیگری نمی‌اندیشیم. و اگر بیندیشیم، می‌خواهیم آنرا نیز بخدمت بزرگی درآوریم. ما افسون‌شدهٔ جلال و بزرگی هستیم و بنابراین از مسائل اساسی زندگی بی‌خبریم.




جستجو


   هشیار باشید که ذهنتان کیفیت جستجوکنندگی نداشته باشد! بدنبال چیزی نباشید زیرا آنچه شما در جستجویش هستید پندار خودتان است. پندار خود را به جلو پرتاب کرده‌اید و اکنون دارید بدنبال پندار خود می‌دوید اگر چه تصور می کنید در جستجوی چیز جدیدی هستید. شما یک لفظ و نام جدید بر پندار کهنه خود نهاده‌اید و اکنون بدنبال همان پندار کهنه می‌گردید منتها با لفظ جدید.

   تا زمانی که وسیلهٔ جستجوی شما "قالب" است، به هیچ چیز نو دست نخواهید یافت. زیرا "قالب"، کهنه است و هر آنچه با این وسیلهٔ کهنه جستجو و حاصل شود رنگ کهنهٔ قالب را دارد.

برگرفته از کتاب تفکر زائد